معماي سرمربي تيم مل
دراگان اسكوچيچ در حالي با تيم ملي به قطر نمي رسد كه تيم را در شرايط بسيار بدي از مارك ويلموتس تحويل گرفت و با قدرت به مرحله نهايي جام جهاني ٢٠٢٢ رساند.

اين ظاهر قضيه است. منتقدان اسكوچيچ معتقدند حضور پُر حاشيه ويلموتس باعث شده تيم بد نتيجه بگيرد و در نهايت صعود از يك گروه به شدت آسان براي ما نتيجه اي خوب به نظر برسد. در حقيقت ايران برعكس دوران كارلوس كيروش كه بعد از ٣١ سال موفق شد در يك بازي رسمي كره جنوبي را در سئول ببرد، به تنها رقيب قدرتمند خود باخت. آن هم بعد از چندين سال.
منتقدان مي گويند پس اگر تيم قدرتمند ديگري در گروه بود ايران به عنوان تيم دوم هم صعود نمي كرد.
در نظر داشته باشيد اين كه در گذشته ما در برابر عراق يا امارات چه نتايجي گرفتيم مهم نيست. زيرا بازي هاي رو در روي اين تيم ها در برابر كره جنوبي نشان مي دهد كه اين تيم ها به چه اندازه ضعيف هستند.
آخرين حرفي كه از منتقدان اسكوچيچ نقل مي كنيم اين است كه او مربي باشگاه هاي داخلي ما بوده و سطح او از كيروش و ويلموتس بسيار پايين تر است. اسكوچيچ حتا در ليگ ما موفق نبوده و يكي از دلايل اصلي برگزار نشدن بازي هاي مقدماتي با تيم هاي قدرتمند اين واقعيت بود كه تيم ملي با شكست هاي پياپي  به همين جايي مي رسيد كه اكنون قرار دارد و او را بركنار مي كرد.
 
يك نكته مهم همواره در كنار علت هاي بركناري سرمربي تيم ملي يك نكته وجود دارد كه ربطي به داخل زمين و نتايج ندارد و آن هم داشتن حاشيه است. حال سئوال اين است مگر مي شود كارلوس كيروش، مارك ويلموتس و حال اسكوچيچ. اصلا عقب تر برويم، برانكو ايوانكوويچ، بلاژويچ، ايويچ… اصلا به داخلي ها نگاه بندازيم مايلي كهن، قلعه نوعي، علي دايي… اصلا به باشگاه ها نگاه كنيم، دوباره برانكو، وينفريد شفرد، استراماچوني و … همه اين ها حاشيه داشتند!؟
 
وقتي همه اين ها به درست يا غلط حاشيه داشتند پس بستر حاشيه ساز است. مقصر اصلي كسي نيست جز فدراسيون فوتبال و وزارت ورزش.
 
اين نتيجه گيري يك گره اصلي را براي ما باز مي كند. شخصي با دانش و سطح كيروش تنها بخاطر توانايي هاي فني اش با تيم ملي موفق نبود. او مرد حاشيه هاست. شخصي كه خودش متد كاري اش را بر اساس حاشيه هاست، ترسي از مواجهه با حاشيه هاي پشت پرده ندارد. توانايي مديريت اتفاقات درون زمين و بيرون زمين را تا مدت مشخصي دارد. به اين ترتيب نتيجه مي گيرد.
 
ولي حاشيه هاي فوتبال ايران به حدي بالاست كه حتا مرد حاشيه ها نيز در نهايت كم آورد و از اين منجلاب خارج شد.
 
پس حساب و كتاب اين موضوع كه تيم ملي ايران فقط در چه شرايطي قادر يه نتيجه گرفتن است كار سختي نيست. مربي هاي داخلي حداقل در اين مقطع توان مقابله با حاشيه هاي وزارت ورزش و فدراسيونش را ندارند. سرمربي خارجي هم بايد چنان اسم و رسمي داشته باشد كه حداقل تا چهار سال مگس هاي دور شيريني تيم ملي براي كسب درآمد جرات نزديك شدن را نداشته باشند. و يا يك سرمربي خارجي كه متد كاري حاشيه سازي و نتيجه گيري از هرج و مرج را بلد باشد، سكان هدايت تيم را برعهده بگيرد.